تعداد صفحات:34
نوع فایل:word
فهرست مطالب:
مقدمه
فصل اول
آسیب های نظام خانواده
ناسازگاری زن و شوهر
نظام اجتماعی و ناسازگاری زن و شوهر
ناسازگاری فرزندان و والدین
تعریف طلاق
ابعاد طلاق
طلاق عاطفی
طلاق ثانوی
طلاق توافقی
طلاق اجتماعی
طلاق روانی
طلاق رجعی
طلاق بائن
طلاق عبارات
طلاق از نظر اسلام
وضعیت طلاق در ایران به استناد آمار
فصل دوم
آسیب شناسی طلاق
11 عامل که باعث از هم پاشیدن زندگی زناشویی می شود
تعهد بیش از اندازه و خستگی جسمی و روحی
صورت حساب های بالا و بحث بر سر نحوه خرج کردن پول
خود پسندی
دخالت والدین
توقعات زیاد و بی جا
بحث و جدل
اعتیاد
خیانت و بی وفایی نسبت به همسر
شکست در کار و تجارت
موفقیت در تجارت و کسب و کار
ازدواج در سنین پایین
استقلال مالی زنان
طلاق و تغییر باورهای اجتماعی
تاثیر تحصیلات دانشگاهی
از عوامل طلاق مشکلات جنسی
فصل سوم
عواقب و پیامدهای طلاق
پیام هایی برای والدین
راه های کاهش وقوع طلاق
فصل چهــارم
منابع
مقدمه:
سپاس را خدایی که به ما توفیق داد تا بتوانیم با تلاش و فراوان، بسیاری از
عوامل مخرب زندگی اجتماعی از جمله طاق را بشناسیم و با آثار آن آشنا شویم.
طبق آمار بدست آمده رشد طلاق در ایران رو به افزایش است. به راست علت چیست و
چرا خانواده ها سرانجام به این نتیجه میرسند که باید طلاق بگیرند؟ آیا
واقعاً هیچ راهی برای ادامه زندگی نیست؟ آیا آنها از عواقب طلاق با خبرند؟
آیا مطمئن هستند که بعد از طلاق دیگر مشکلی نخواهند داشت: اینها پرسش هایی
است که ذهن ما و دیگر افراد جامعه را به خود مشغول کرده است و ما با بررسی
های آماری که انجام دادیم از جمله تهیه پرسشنامه ها و نظرخواهی از مردم
سایت های مختلف استفاده از کتب مختلف و راهنمایی های دبیر مربوطه و دیگر
دانش آموزان به اطلاعاتی دست یافتیم که برای خود و اطرافیانمان جالب توجه
بود.
به هر حال ما با وجود مشکلات فراوان از جمله عدم وجود کتب کمکی در این
زمینه، عدم دسترسی به نمونه های زیاد و… توانستیم این پروژه را به اتمام
برسانیم.
خدا را شاکریم که لطفش را از ما دریغ نکرد و توانستیم در یکی دیگر از مراحل علمی به موفقیت دست یابیم.
انشاء الله که مورد توجه قرار گیرد.
تعداد صفحات:28
نوع فایل:word
فهرست مطالب:
مقدمه
وضعیت زنان از دیرینه سنگی تا دومین انقلاب نوسنگی
جوامع شکارچی در دوران دیرینه سنگی
نخستین انقلاب نوسنگی
وضعیت زنان از دومین انقلاب دوره نوسنگی تا دوره باستان
وضعیت زنان در نوسنگی میانه
مذاهب بزرگ پدر سالار و وضعیت زنان
وضعیت زنان از سقوط امپراطوری روم تا پایان رنسانس
دوره ماقبل فئودالی (قرن پنجم تا نهم میلادی)
ارتقا زنان در آغاز دوره فئودالی (قرون 10 و 11)
دوره قرن 12 تا رنسانس (قرون 12 تا 14 میلادی)
زنان در دوره رنسانس (قرون 15 و 16 میلادی)
وضعیت زنان در قرون هفدهم و هجدهم
وضعیت زنان در قرن نوزدهم
جنبش فمینیست در قرن 19
جنبش فمینیستی و وضعیت زنان در قرن بیستم
موج اول
موج دوم
موج سوم
جمع بندی
نتیجه گیری
نقد و بررسی
منابع و ماخذ
مقدمه:
بی گمان ستم به زنان یکی از سیاه ترین نقطه های تمدن بشرى است؛ چه آن
زمان که زن، انسان شناخته نمیشد و مانند حیوانات اهلى به شمار می آمد و
هنگام قحطى براى استفاده از گوشتش به قتل میرسید؛ و چه همین اواخر که
قوانین اروپا زن را از اغلب و اهمّ حقوق محروم میساخت. هر گونه تلاش در
بهبود این روند موجّه و معقول مینماید.
تبعیض جنسی، یعنی اعمال و رفتار، پیشداوری ها و ایدئولوژی هایی که زنان را
فرودست تر و کم ارزش تر از مردان و مردان را مسلط بر زنان میدانند، هنوز
نیز در ردیف بدترین مصیبت هایی هستند که مایه درد و رنج و محرومیت بشر
میشوند، زیرا که از یک سو، زنان از این وضعیت عذاب میکشند و از سوی دیگر
تمام جوامع ذخیره ای عظیم از توانایی های فکری و انسانی را که نادیده گرفته
شده یا تحقیر گشته اند، از دست میدهند. تحت تاثیر جنبش های طرفدار حقوق و
آزادی زنان است که مفهوم تبعیض جنسی رواج یافته است. اما در پی ابداع عبارت
تبعیض جنسی برای رسوا کردن همه انواع این تبعیض ها، پیشرفت اجتماعی بزرگی
حاصل شده است. رواج این عبارت نشان دهنده آن است که تفاوت های تحقیر کننده
جنس زن نه ناشی از اراده خداوند است، نه حاصل یک نظم طبیعی، نه مبتنی بر
زیست شناسی، بلکه نتیجه رفتار اجتماعی نادرست و ناعادلانه با زنان است و
چنین رفتاری از این پس باید کنار گذاشته شود و موقعیت عادلانه و شایسته
زنان جایگزین آن گردد، موقعیتی که در آن جایگاه زن، همتای مردان در تمام
عرصه های جامعه باشد. مثل همیشه طرفداران حقوق و آزادی زنان فمینیست ها
بودند که نخستین گام ها را برای افشای انواع تبعیض نسبت به زنان، برداشتند.
فمینیسم (feminism) واژهاى فرانسوى است که در سال 1837 وارد زبان فرانسه
شد و فرهنگ لغت رٌبر این کلمه را چنین تعریف میکند: آئینی که طرفدار گسترش
حقوق و نقش زن در جامعه است؛ حدود 15 سال است که نظریه فمینیستی مفاهیم
جدیدی را بمنظور تحلیل وضعیت زنان مطرح نموده، مفاهیمی که خود را به زبان
فرانسه تحمیل کرده اند و فرهنگ رٌبر بدان مشروعیت بخشیده است. همان گونه که
سیاهان در ایالات متحده و یا کارگران رنگین پوست در فرانسه نژاد پرستی را
متهم میکنند، فمینیست های امروزه تبعیض جنسی را مردود میشمارند. تبعیض جنسی
نتیجه سروری نرینگی است که اینگونه تعریف میشود: واژه مونث، نیمه قرن
بیستم، تسلط مردان (و نماد نرینگی) بر زنان. اما برای فمینیستها، سروری
نرینگی که بعضی آن را مرد سالاری و یا نظام پدر سالار معنا کردهاند فقط
نوعی تسلط نیست بلکه نظامی است که، خواه آشکار و خواه نهان، تمام
مکانیسمهای نهادی و ایدئولوژیکی در دسترس خود مانند حقوق، سیاست، اقتصاد،
اخلاق، علوم، پزشکی، مد، فرهنگ، آموزش و پرورش، رسانههای گروهی و غیره را
به منظور تحقق سلطه مردان بر زنان به کار میگیرد همانگونه که سرمایهداری
از این ابزار برای تثبیت خود استفاده میکند. پس میبینیم که در ده سال اخیر
تعاریف مربوط به فمینیسم و مفاهیم تحمیل شده بر زبان فرانسه توسط مبارزه
فمینیستی، بسیار متنوع بوده و از معانی موجود در فرهنگهای لغت بسی فراتر
میرود.
تعداد صفحات:27
نوع فایل:word
فهرست مطالب:
مقدمه
تعریف فرهنگ
تعریف فرهنگ سیاسی
تعریف فرهنگ سیاسی از دیدگاه گابریل آلموند و لوسین پای
فرهنگ سیاسی و توسعه سیاسی
رابطه فرهنگ سیاسی با مدنیت توسعه
انواع فرهنگ سیاسی
اهمیت و ارزیابی فرهنگ سیاسی
جایگاه فرهنگ در نظام بین الملل
دموکراسی چیست؟
اصول اساسی دموکراسی
دموکراسی کهن
دموکراسی جدید
ارکان دموکراسی از دیدگاه بزرگ ترین حقوقدانان معاصر
مفهوم دموکراسی از دیدگاه اندیشمندان
آینده نگری فوکویاما در باره اسلام پس از جنگ سرد
برخورد تمدن ها (نظریه هانتینگتن)
نظریه لیبرال
پیوند ناگسستی دموکراسی و حقوق بشر
مواردی که باعث تفاوت و عدم پیوند فرهنگ و دموکراسی در جوامع میشود
هند الگوی موفق دموکراسی
نتیجه
مقدمه:
هرگاه که بشر جامعه ای تشکیل داده، فرهنگ نیز به وجود آمده. فرهنگ سازه ای
است اجتماعی، چنان پیچ در پیچ و چند بعدی که ارائه تعریفی جامع از آن دشوار
است. سبک های ادبی – هنری یک جامعه تشکیل دهنده بخشی از فرهنگ آن جامعه
است. همچنین در یک جامعه، پیدایش فرهنگ سیاسی، مرکب از رفتار و عقایدی که
زندگی اجتماعی را شکل میبخشد و مردم نگرش هایی را در مورد چگونگی اداره
جامعه ایجاد میکند، نیز محتمل است. از آن جایی که در غرب معنی و مفهوم
فرهنگ بیشتر فرهنگ مادی تلقی میگردد، بنابراین برای واژه فرهنگ تعاریف
بسیار گوناگونی وجود دارد. بطور مثال فرهنگ گاهی بعنوان یک کمک کننده در
زندگی انسان و عامل پذیرفته شدن به طرد او از جامعه و گروه میباشد. گاهی
بعنوان عاملی میان فرد یا محیط پیرامون وی رابطه برقرار میکند و شناختی از
محیط به انسان میدهد.
فرهنگ آن جنبه از زندگی است که میان فرد و محیط پیرامون رابطه برقرار
میسازد و این امکان را برای فرد فراهم میکند تا درباره پدیده های محیط
اطراف خود شناخت پیدا کرده و آن ها را ارزیابی نموده و به نحوی بروی آن
پدیده ها و یافته ها کار کند تا به نتیجه مطلوب برسد.
فرهنگ از مرز ایدئولوژی فراتر رفته و در واقع خمیرمایه هویت بخش افراد یک
جامعه است. آگاهی از وجود زبان، نژاد، پیشینه، مذهب، عادات، رسوم، نهادها، و
یک موطن واحد و مشترک ایجادگر یک فرهنگ مستقل است.
همان طور که مستحضرید فرهنگ ها سطوح مختلفی دارند، مانند فرهنگ روستایی،
شهری، ملی و یا فرهنگ های خانوادگی، قومی یا قبیله ای و یا نژادی.
معمولاً هویت فرهنگ به یک ملت یا کشور محدود نمیشود. تمدن گسترده ترین سازه
هویت فرهنگی است که در سایه آن، انسان های مختلف به مجموعه رسوم و سنن
زیباشناختی، فلسفی و تاریخی و اجتماعی که تقریباً از دیگر رسوم متمایز است
احساس تعلق میکند.
در دنیای معاصر تمدن های بارز و مشخصی وجود دارند که عبارتند از تمدن اسلامی، غربی، هندی و چینی.
در این پروژه ضمن پرداختن به فرهنگ سعی شده ضمن تعریف، دموکراسی مقابل آن ها را نیز به صورت مختصر و مجمل بیان نمائیم.
بر همین اساس ابتدا تعریفی از دموکراسی ارائه میشود و قبل از آن پرداختن به
این موضوع را لازم میدانم که افراد و نخبگان، اندیشمندان و صاحب نظران هر
یک تعریف خاص خود را از دموکراسی دارند که بیشتر متاثر از تاثیرات محیطی،
جغرافیایی، تاریخی و فرهنگ آن هاست، و لذا اگرچه همه اندیشمندان بزرگ اصول
اولیه دموکراسی را به رسمیت شناخته اند و به آن معتقدند ولی هرکدام با توجه
به موارد فوق تعاریف خاص خود را ارائه میدهند. مثلاً آقای دکتر علیرضا
پارسا در مقاله مفصلی که به پیوند ناگسستنی دموکراسی و حقوق بشر دارد،
دموکراسی را استوار بر دو اصل: کنترل مردم به تصمیمات مجلس، و برابری در
اعمال این کنترل میداند و بقیه موارد و حتی اصول دموکراسی را برای تحقق
این دو پایه استوار میداند.
البته این صرفاً برداشت و تصور ایشان از دموکراسی است و هرکس دیگری میتواند
اصول و پایه های دیگر برای دموکراسی معرفی نماید. در هر صورت آن چه مسلم
است این است که، مفهوم دموکراسی برای اکثریت افراد جامعه بشری پذیرفته است و
هر جامعه ای سعی دارد به وسیله نخبگان و روشنفکران خود، برای جامعه و
فرهنگ خودش و همخوان و همساز نماید. اگر مشابهاتی در بین فرهنگ، مذهب،
باورهای اجتماعی و … آن ها وجود دارد، با تکامل و تطبیق آن ها با دموکراسی،
سعی در بومی کردن، مفهوم آن مینماید و در غیر این صورت دموکراسی را بعنوان
ضرورتی اجتناب ناپذیر که برای تمام جوامع بشری وجود داشته و خواهد داشت
به جامعه خواستار آن عرضه میدارد.
تعداد صفحات:23
نوع فایل:word
فهرست مطالب:
مفاهیم بنیادی در روانشناسی رشد
تعریف رشد
دوره حسی – حرکتی کودکی از دیدگاه پیاژه
مثال پیاژه در مورد فرزند خود (سه ماه و هفت روزه)
مقیاس رشد روانی حرکتی دوران اول کودکی بر اساس دیدگاه گزل
وضع حسی و حرکتی کودک
ماه اول (کودک یک ماهه)
ماه دوم (کودک دو ماهه)
ماه سوم (کودک سه ماه)
ماه چهارم (کودک چهارماهه)
ماه پنجم (کودک پنج ماهه)
ماه ششم (کودک شش ماهه)
ماه هفتم (کودک هفت ماه)
ماه هشتم (کودک هشت ماهه)
ماه نهم (کودک نه ماهه)
ماه دهم (کودک ده ماهه)
ماه دوازدهم (کودک دوازده ماهه)
ماه پانزدهم (کودک پانزده ماهه)
ماه هجدهم (کودک هجده ماهه)
ماه بیست و یکم (کودک بیست و یک ماهه)
ماه بیست و چهارم (کودک بیست و چهار ماهه)
ماه سی ام (کودک سی ماهه)
تعریف رشد:
رشد تعاریف گوناگونی دارد یکی از عام ترین تعاریف بدین شرح است :
رشد عبارت است از همه تغییرات و تحولاتی که از زمان تشکیل سلول تخم تا
هنگام مرگ در انسان روی میدهد رشد حرکتی مستمر دائمی و پیوسته بوده گاهی
آهسته و زمانی همراه با جوش و خروش است.
ممکن است کیفیت رشد ملموس نباشد ولی نباید تصور کرد که جریان رشد متوقف شده
است. انسان پیوسته در حال تغییر است گاهی این تغییرات بطور ناگهانی نمایان
میشود پیوستگی رشد در هر یک از جنبه های زندگی آدمی وجود دارد حرکت کردن
کودک را در نظر میگیریم و میبینیم از مراحل مختلفی مثل : خزیدن، نشستن و
سپس راه رفتن کامل تشکیل شده است این پیوستگی همچنین در مورد فعالیت
گیرندگی کودک صادق است (مقصود از گیرندگی رسیدن کودک به شیی و گرفتن آن
است) چند ماه وقت لازم است تا کودک بتواند به اشیای مورد نظرش برسد در
ابتدا فعالیت های کودک برای رسیدن به شیی مورد نظر مانند راه رفتن بسیار
زیاد است بعدها این فعالیت کم میشود و به حداقل میرسد.
کودک ابتدا به شیی نگاه میکند و دست های خود را به طور تصادفی حرکت میدهد
ممکن است بعد از این که سی هفته از سن او گذشت از جای خود بلند شده و به
شیی نگاه کند ولی هنوز نمیتواند آن را بگیرد بتدریج کودک رشد میکند و به
موازات آن توانایی در دست گرفتن اشیاء در او بیشتر میشود کودک در حدود
دوازده ماهگی میتواند با کمک شست و انگشتان دست خود اشیای کوچک را در دست
بگیرد بنابراین ملاحظه میشود که این اعمال همه با هم پیوستگی دارند
در همه حال بتدریج که کودک رشد میکند تغییراتی چه از لحاظ کمی و چه از لحاظ کیفی در او ایجاد میشود.
تعداد صفحات:162
نوع فایل:word
فهرست مطالب:
خلاصه
اهداف تحقیق
سوالات تحقیق
مقدمه
فصل اول – تغذیه
تغذیه
تاریخچه غذا
عهد قدیم تا دوران آگاهی
هرم غذایی
فصل دوم – گروه های غذایی
ویتامین ها
کربوهیدارت ها
چربی ها
امگا- 3 و امگا- 4
پروتئین ها
املاح معدنی
آهن
سدیم و پتاسیم
کلسیم
ید
روی
آب
فصل سوم – اهمیت تغذیه
تغذیه در دوران بلوغ
ویژگی های رفتاری تغذیه در نوجوانان
اهمیت تغذیه در دختران
تاثیر تغذیه در نوجوانان در موفقیت جامعه
توصیه های تغذیه ای
اهمیت صبحانه و میان وعده ها
فصل چهارم – عوارض ناشی از تغذیه نادرست
جسمی
مشکلات ناشی از تغذیه ناسالم
چاقی
منشاءچاقی
عوارض رژیم های نادرست
کم خونی ناشی از فقر آهن
کم خونی مگالوپلاستیک
کم خونی پرنی سیوز
کم خونی همولتیک
کم خونی ناشی از کمبود مس
کربوهیدارت ها و پوسیدگی دندان
گواتر
کمبود ویتامین A
کمبود ویتامین B
کمبود پروتئین
روانی
افسردگی
افسردگی جوانان
افسردگی و تغذیه
فصل پنجم – مصاحبه
مصاحبه با دکتر حسینی متخصص تغذیه
فصل ششم – جمع بندی
فصل هفتم – پیوست
منابع
خلاصه:
غذا نیاز انسان را به ماده و انرژی تامین میکند ماده برای ساختن بافت های
جدید و رشد بدن لازم است و به این علت تغذیه مقوله بسیار مهمی است مخصوصاً
در نوجوانان که هم در سن رشد هستند و هم دارای فعالیت بسیار زیاد.
غذاها شامل موارد زیر است:
1) هیدرات های کربن
2) چربی ها
3) پروتیین
4) مواد معدنی و ویتامین ها و آب هیدارت های کربن انرژی زا هستند و مقدار
آن ها در غذاهای مختلف متفاوت است. چربی ها هم مانند هیدرات های کربن انرژی
زا هستند و به دو نوع گیاهی و جانوری وجود دارد چربی ها برای بدن ضروری
هستند زیرا بدن را گرم نگه میدارد و در ساختار سلول هم شرکت دارند اما مصرف
بیش از حد آن ها خطر ابتلاء به بیماری های قلبی عروقی را افزایش میدهد.
بدن انسان قادر به ساختن همه پروتئین های مورد نیاز بدن نیست به این علت
باید حتماً از پروتئین استفاده شود زیرا کمبود پروتئین باعث بروز بیماری
کواشیورکور میشود.
نیاز حیاتی بدن به آب که بسیار آشکار است انسان بیشتر آب مورد نیاز بدنش را
از آشامیدن آب و مابقی را از آب موجود در غذاها بدست می آورد انسان بدون
آب زنده نخواهد ماند.
هرچند بدن املاح معدنی را به مقدار کم و اندک نیاز دارد اما نبود این مواد
باعث بوجود آمدن بیماری هایی مثل: آنمی (کمبود آهن) گواتر(کاهش ید)
بدن قادر به ساختن هیچ یک از ویتامین ها نیست اما منابع غذایی که ویتامن ها
در آب یافت میشود فراوان است کمبود ویتامین باعث بیماری مختلف (جسمی و
روانی) میشود که در ا دامه به شرح آن خواهیم پرداخت.